<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه علمی شهر ایمن</title>
    <link>https://www.ispdrc.ir/</link>
    <description>نشریه علمی شهر ایمن</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 07 Jul 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 07 Jul 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل موثر بر کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران با رویکرد شهر هوشمند</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_725963.html</link>
      <description>با رشد سریع جمعیت شهری شهرها با چالش‌های متعددی از جمله افزایش جرم و خشونت در فضاهای شهری مواجه‌اند. در این میان، شهر هوشمند به عنوان راهبردی برای ارتقای امنیت فضاهای شهری مطرح شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل عوامل موثر بر کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران با رویکرد شهر هوشمند است. روش تحقیق بصورت توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی می‌باشد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل جمعیت شهر تهران که برابر با ۹۰۳۹۰۰۰ نفر است. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. تجزیه و تحلیل یافته‌ها، با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر تحلیل شدند. نتایج تحلیل عاملی نشان می‌دهد از بین تمام شاخص‌های مورد بررسی، نورپردازی هوشمند با بار عاملی استاندارد 0.87 و نظارت هوشمند با بارعاملی 0.84 بیشترین اثرگذاری نسبت به سایر متغیرها در کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران داشته‌اند و شاخص مدیریت حمل و نقل عمومی با بار عاملی استاندارد شده 0.70 در زمینه کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران کمترین میزان اثرگذاری داشته است. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که عامل اصلی امنیت در فضاهای عمومی با اثر کل 1.02 بیشترین و آموزش و مشارکت شهروندان در امنیت با اثر کل 0.86 کمترین میزان اثرگذاری در کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری شهر تهران داشته‌اند. این تحقیق نشان داد که شهر هوشمند فضاهای شهری به‌ویژه با تمرکز بر نورپردازی و نظارت هوشمند می‌تواند تأثیر بسزایی در کاهش جرم و خشونت داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیری در محل: مرور نظام‌مند تولیدات علمی با تأکید بر ویژگی‌های سالمندان و تعاملات محیطی</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_726766.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه با بررسی تولیدات علمی در حوزه &amp;amp;laquo;پیری در محل&amp;amp;raquo; و تأثیر ویژگی‌های کالبدی محیط‌های مسکونی انجام شده‌است تا با تحلیل دانش موجود، شکاف‌های پژوهشی شناسایی و زمینه برای تحقیقات آتی فراهم شود. این موضوع با افزایش تعداد سالمندان اهمیت پیدا می‌کند و به تاثیر این عامل در آرامش و ایمنی سالمندان و در نتیجه سلامت روانی خانوارها و در نتیجه جامعه اشاره کرد.روش‌شناسی: پژوهش حاضر با مرور نظام‌مند مقالات منتشرشده در مجلات بین‌المللی انجام شده است. فرایند مطالعه شامل تعیین معیارهای ورود و خروج، انتخاب پایگاه‌های داده، تدوین راهبرد جستجو و تحلیل محتوای مقالات منتخب بوده است. در این راستا، سه عبارت کلیدی برای جستجو استفاده شد و تحلیل نهایی با استفاده از نرم‌افزار اطلس.تی.آی. انجام گرفت.یافته‌ها: بررسی‌ها نشان داد که پژوهش‌ها عمدتاً حول سه محور اصلی متمرکز هستند: ویژگی‌های فردی سالمندان، ویژگی‌های فضایی محیط زندگی، و تعامل میان فرد و محیط. واژگان پرتکراری مانند &amp;amp;laquo;سلامت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نیاز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;طراحی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مسکن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حمایت&amp;amp;raquo; نمایانگر رویکرد بین‌رشته‌ای مطالعات این حوزه هستند. از نظر جغرافیایی، بیشترین مطالعات در اروپا، آسیا و آمریکا صورت گرفته‌اند. همچنین، مطالعات کیفی با ابزارهایی چون مصاحبه و مشاهده، سهم قابل‌توجهی از پژوهش‌ها را تشکیل می‌دهند.نتیجه‌گیری: نتایج بر اهمیت محیط زندگی در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان تأکید دارند. دانشگاه آدلاید، یواست فن‌هوف، و مجله تحقیقات محیطی و بهداشت عمومی از بازیگران اصلی این حوزه شناخته می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش عوامل مؤثر بر وضعیت آسیب‌پذیری شهرها با رویکرد پدافند غیرعامل (مطالعه موردی: منطقه 21 کلان شهر تهران)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_726303.html</link>
      <description>آسیب‌پذیری شهری به‌عنوان یک چالش اساسی در عصر حاضر، به‌ویژه در مواجهه با بلایای طبیعی و تهدیدات انسانی، اهمیت ویژه‌ای یافته است. پدافند غیرعامل به‌عنوان رویکردی پیشگیرانه، به کاهش آسیب‌پذیری شهرها و حفظ امنیت اجتماعی و اقتصادی کمک می‌کند. این مقاله کوشیده است با روش تحلیل ساختاری، موانع مؤثر بر وضعیت آینده آسیب‌پذیری منطقه 21 کلان‌شهر تهران با رویکرد پدافند غیرعامل را بازشناسی و خوشه‌بندی کند. داده‌های نظری با روش اسنادی و داده‌های تجربی با روش پیمایشی بر پایه تکنیک دلفی تهیه شده است. جامعه آماری30 نفر از خبرگان و متخصصین حوزه پدافند غیرعامل بر اساس نمونه‌گیری قضاوتی یا هدفمند است که با روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم‌افزار MICMAC پردازش شده است. یافته‌ها از نظر تحلیل کلی محیط سیستم نشان داد که 259 رابطه عدد 3 دارد و این به معنای آن است که روابط موانع کلیدی بسیار زیاد بوده و از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری زیادی برخوردارند. همچنین نتایج دیگر پژوهش از تحلیل اثرات متقابل، بیانگر پراکندگی نیروهای عامل در وضعیتی پیچیده و بینابین از اثرگذاری و اثرپذیری است؛ نظام خوشه‌بندی عامل‌ها حاکی از تمرکز در ناحیه عامل‌های دوگانه است. از مجموع 37 عامل مورد مطالعه، 13 مانع کلیدی شامل ضعف در مدیریت بحران، ناپایداری اقتصادی، عدم آگاهی عمومی از پدافند غیرعامل، بحران‌های سیاسی و اجتماعی، فرسودگی و دفاع ناپذیری، ضعف در طراحی شهری، نابرابری اجتماعی، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های اقتصادی، عدم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مقاوم، عدم هماهنگی بین نهادها، تغییرات اقلیمی، ضعف در سیستم‌های مدیریتی و فرهنگ مشارکت ضعیف شناسایی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی ارزیابی بوستان‌های شهری براساس اصول پدافند غیرعامل (نمونه موردی: بوستان وحدت کلانشهر مشهد)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_726370.html</link>
      <description>با وجود تهدیدات طبیعی و انسان ساخت در کشور ایران، ایجاد فضاهای شهری امن برای مواجهه با شرایط اضطراری تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است. بوستان‌های شهری در صورت رعایت اصول پدافند غیرعامل می‌توانند نقشی کلیدی در کاهش آسیب‌پذیری ها، تسهیل مدیریت بحران، ارتقاء پایداری و تاب آوری ایفا کنند. هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای ارزیابی بوستان های شهری بر اساس اصول پدافند غیرعامل است که در نهایت این الگو برای بوستان وحدت کلانشهر مشهد، پیاده سازی شده است. این مطالعه با روش‌شناسی ترکیبی شامل رویکرد توصیفی-تحلیلی و تحقیقات میدانی انجام شده است. معیارهایی همچون آموزش پدافند غیرعامل، امنیت، چندمنظوره‌سازی، مقاوم‌سازی و تاب‌آوری، اسکان پناهجویان و سامانه مدیریت بحران مورد بررسی قرار گرفتند. اهمیت‌سنجی داده‌ها با استفاده از روش پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه انجام شد. پس از تأیید روایی و پایایی ابزار تحقیق، داده‌ها با استفاده از آزمون فریدمن مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می‌دهد که بوستان وحدت دارای ظرفیت‌های مناسبی در زمینه آموزش و فرهنگ‌سازی است، اما اصلاحاتی در زمینه سازگاری همجواری‌ها، اصلاح معابر، و ارتقای ایمنی ضروری است. همچنین، اجرای اقدامات حفاظتی مانند ایجاد پناهگاه و استفاده از شیشه‌های مقاوم در برابر انفجار می‌تواند نقش بوستان را در مدیریت بحران تقویت کند. در نهایت، پیشنهادهایی برای ارتقای تطابق بوستان وحدت با اهداف پدافند غیرعامل ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگویی جامعه‌شناختی برای توسعه گردشگری و تدوین استراتژی‌های جدید توسعه منطقه‌ای در شهر بوشهر با ماتریس SWOT</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_726416.html</link>
      <description>گردشگری به‌عنوان یکی از پویاترین و تأثیرگذارترین صنایع جهان، نقشی محوری در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایفا می‌کند. از این روه هدف این پژوهش ارائه الگویی جامعه‌شناختی برای توسعه گردشگری و تدوین استراتژی‌های جدید توسعه منطقه‌ای در شهر بوشهر انجام شد. با استفاده از روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) و مدل مدیریت استراتژیک دیوید (1979)، عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه گردشگری شناسایی و اولویت‌بندی شدند. در مرحله کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 10 خبره (میانگین تجربه 12.3 سال) و تحلیل مضمون انجام شد که فرهنگ غنی (نمره 1.00 در IFE)، جاذبه‌های ساحلی (نمره 0.88 در EFE) و کمبود زیرساخت‌ها (نمره 0.24 در IFE) را به‌عنوان مهم‌ترین عوامل نشان داد. در مرحله کمی، پرسشنامه استاندارد کریس و همکاران (1392) با پایایی 0.89 بین 40 خبره توزیع شد و تحلیل داده‌ها با SPSS و آزمون t تک‌نمونه‌ای نشان داد که بعد فرهنگی (میانگین 4.35) بالاترین اهمیت را دارد. ماتریس‌های EFE (نمره 2.99) و IFE (نمره 3.03) موقعیت مطلوب بوشهر را تأیید کردند. ماتریس SWOT استراتژی‌های SO (توسعه گردشگری فرهنگی) و ST (کاهش رقابت با فرهنگ بومی) را اولویت‌بندی کرد و ماتریس QSPM با نمره 3.87 برای ST1 جذابیت بالای آن را نشان داد. نتایج بر نقش کلیدی فرهنگ بومی و ضرورت بهبود زیرساخت‌ها و بازاریابی دیجیتال تأکید دارند. این الگو می‌تواند به اداره میراث فرهنگی بوشهر در برنامه‌ریزی مؤثر کمک کند. پیشنهاد می‌شود با تمرکز بر بازآفرینی بافت تاریخی و حفاظت زیست‌محیطی، بوشهر به مقصدی رقابتی تبدیل شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی شاخصه های اکو- منطقه‌گرایی در طراحی پایدار به منظور ارائه مدل مفهومی در شهر بیرجند</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_729253.html</link>
      <description>اکو-منطقه‌گرایی1 به‌عنوان رویکردی نوین در معماری پایدار، بر هماهنگی طراحی با ویژگی‌های اکولوژیکی، اقلیمی و فرهنگی یک منطقه تأکید دارد. این پژوهش با هدف ارائه مدلی مفهومی برای پیاده‌سازی اصول اکو-منطقه‌گرایی در طراحی پایدار در شهر بیرجند انجام شده است. بیرجند، به‌عنوان شهری با اقلیم گرم و خشک، فرصت‌های منحصربه‌فردی برای بررسی این رویکرد فراهم می‌کند. این مطالعه با استفاده از روش‌های کیفی و کمی، شامل تحلیل نظرات کارشناسان، بررسی مطالعات موردی و ارزیابی داده‌های اقلیمی و فرهنگی، به شناسایی شاخصه‌های کلیدی اکو-منطقه‌گرایی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از مصالح بومی، بهره‌گیری از تهویه طبیعی، حفظ آب از طریق جمع‌آوری آب باران و استفاده از آب خاکستری، و طراحی خانه‌های حیاط مرکزی از جمله راهبردهای مؤثر در این رویکرد هستند. این راهبردها نه‌تنها مصرف انرژی و آب را کاهش می‌دهند، بلکه با فرهنگ و نیازهای جامعه محلی همخوانی دارند. علاوه بر این، بررسی مطالعات موردی مانند شهر باستانی غذاسر، شبام یمن، و روستای ماسوله نشان‌دهنده کاربرد موفق اصول اکو-منطقه‌گرایی در اقلیم‌های مشابه است. این پژوهش پیشنهاد می‌دهد که با تلفیق این اصول در طراحی شهری و معماری بیرجند، می‌توان به الگوهای سکونت پایدار دست یافت که هم از نظر زیست‌محیطی و هم از نظر فرهنگی کارآمد باشند. در نهایت، این مدل مفهومی می‌تواند به‌عنوان راهنمایی برای سایر شهرهای با اقلیم گرم و خشک مورد استفاده قرار گیرد و به توسعه پایدار شهری کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک دارایی های کلیدی بافت تاریخی شهر خوی با رویکرد پدافند غیر عامل</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_727392.html</link>
      <description>بافتهای تاریخی به دلایلی از قبیل عدم رعایت نظامات مهندسی، شبکه ارتباطی ناکارآمد، عدم وجود تأسیسات و تجهیزات شهری بیشتر از سایر بافتها در معرض ریسک قرار دارند. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی ریسک داراییهای کلیدی بافت تاریخی شهر خوی با استفاده از مدل FEMA میباشد. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی میباشد و همچنین از مطالعات اسنادی، مشاهده و پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نمونه آماری تحقیق تعداد 28 نفر از خبرگان حوزه مورد مطالعه میباشد. محاسبات ریسک تحقیق حاضر در سه مرحله، دارایی شناسی، تهیدشناسی و ارزیابی آسیبپذیری انجام گردید که نتایج تحقیق در مرحله اول نشان میدهد داراییهای بازار سنتی خوی با 7/7، بیمارستان قمر بنی هاشم با 62/7، ساختمان اداره دارایی با 6/2، ساختمان اداره ثبت اسناد با 16/6 و میدان مرکز(امام) و چهار راه مرکزی خوی با 88/5 بیشترین ارزش را در میان داراییهای بافت تاریخی خوی دارند. در مرحله دوم نیز خرابکاری و تخریب عمدی، آتشزنی، حملات هوایی و اغتشاش و عملیات روانی بیشترین احتمال وقوع را دارند. در مرحله سوم نیز تهدیدات حملات هوایی، حملات زمینی، تروریستی، جاسوسی و نفوذ انسانی و اغتشاش و عملیات روانی حامل بیشترین میزان آسیبپذیری علیه داراییهای کلیدی بافت را دارند. در مرحله ریسک نیز اداره پست، بازار سنتی خوی، بانک ملی مرکزی خوی، ساختمان اداره ثبت اسناد، ساختمان مخابرات سابق، میدان مرکز(امام) خوی (چهار راه مرکزی) از بیشترین میزان خطرپذیری برخوردار هستند. در پایان نیز راهکارهایی برای کاهش ریسک بافت ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حساسیت اثر فاصله و بار انفجاری بر سازه‌های بتنی با در نظر گرفتن اثرات اندرکنش خاک و سازه</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_728076.html</link>
      <description>در این پژوهش، تأثیر بارهای انفجاری و اندرکنش خاک و سازه بر رفتار قاب‌های خمشی بتنی با ارتفاع‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به افزایش تهدیدات ناشی از انفجار در محیط‌های شهری و اهمیت تحلیل دقیق رفتار دینامیکی سازه‌ها، سه مدل سازه‌ای با تعداد طبقات ۳، ۷ و ۱۵ طبقه تحت سناریوهای مختلف بارگذاری انفجاری مورد تحلیل قرار گرفتند. طراحی اعضای سازه‌ای در نرم‌افزار ETABS و تحلیل دینامیکی غیرخطی با درنظرگیری اندرکنش خاک و سازه در نرم‌افزار ABAQUS انجام شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که افزایش فاصله انفجار از سازه، کاهش قابل توجهی در نیروهای وارد بر سازه، انرژی انتقال‌یافته و جابجایی‌های القاشده به دنبال دارد، با این حال کاهش وزن ماده منفجره اثرگذاری بیشتری نسبت به افزایش فاصله دارد. بررسی پاسخ‌های سازه‌ای نشان داد که با افزایش تعداد طبقات، مقادیر جابجایی و انرژی جذب‌شده نیز افزایش می‌یابد، به‌طوری‌که بیشترین پاسخ‌ها در سازه ۱۵ طبقه مشاهده شد. همچنین الگوی خرابی در طبقات مختلف بسته به ارتفاع سازه متفاوت است؛ در سازه ۳ طبقه تمرکز خرابی در طبقه فوقانی، در سازه ۷ طبقه در نواحی میانی، و در سازه ۱۵ طبقه در طبقات پایینی مشاهده شد. رابطه معناداری میان شدت بار انفجار، انرژی ورودی و میزان تغییرمکان ایجاد شده در تمامی سازه‌ها مشاهده شد. یافته‌ها بر لزوم درنظر گرفتن اندرکنش خاک و سازه در تحلیل دقیق رفتار سازه‌ها تحت بار انفجاری تأکید داشته و می‌تواند مبنای طراحی مقاوم‌سازی سازه‌های شهری در برابر تهدیدات انفجاری قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر مصالح دوپوسته نما بر بهینه‌سازی مصرف انرژی در طراحی ساختمان‌های مسکونی خورشیدی در اقلیم سرد کوهستانی</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_728169.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، سیستم‌های نمای دوپوسته به عنوان یکی از راهکارهای نوین و مؤثر در ارتقاء پایداری و بهینه‌سازی انرژی در ساختمان‌ها مورد توجه معماران و مهندسان قرار گرفته‌اند. نماهای دوپوسته با ایجاد یک لایه محافظ اضافی، علاوه بر بهبود عملکرد حرارتی، نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی و افزایش آسایش حرارتی ایفا می‌کنند.هدف این پژوهش بررسی تأثیر مصالح دوپوسته نما بر بهینه‌سازی مصرف انرژی در طراحی ساختمان‌های مسکونی خورشیدی در اقلیم سرد کوهستانی است. با توجه به چالش‌های اقلیمی این مناطق، مانند دمای پایین و وزش بادهای سرد، استفاده از سیستم‌های نمای دوپوسته به عنوان راهکاری پایدار برای کاهش مصرف انرژی و بهبود آسایش حرارتی مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه انتخاب مصالح مناسب در نماهای دوپوسته می‌تواند به کاهش مصرف انرژی و بهبود عملکرد حرارتی ساختمان‌ها در این اقلیم کمک کند. روش‌شناسی این پژوهش ترکیبی از شبیه‌سازی انرژی و تحلیل تجربی است. متغیرهای اصلی شامل ویژگی‌های مصالح دوپوسته (نوع، ضخامت، ساختار و قابلیت جذب و گرما)، جهت‌گیری ساختمان، میزان تابش خورشیدی و شرایط اقلیمی است. این عوامل به منظور ارزیابی تأثیر آن‌ها بر مصرف انرژی و شرایط آسایش حرارتی داخلی ساختمان مورد تحلیل قرار گرفتند. استفاده از مصالح بهینه در نماهای دوپوسته می‌تواند به طور قابل توجهی مصرف انرژی را در ساختمان‌های مسکونی اقلیم سرد کوهستانی کاهش دهد. به‌ویژه، مصالحی با قابلیت عایق‌بندی حرارتی بالا و جذب مناسب انرژی خورشیدی، بیشترین تأثیر را در کاهش اتلاف انرژی در زمستان و جلوگیری از افزایش دمای داخلی در تابستان دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی محرک‌ها و استراتژی‌های تاب‌آوری بنادر: مطالعه موردی بندر چابهار</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_728178.html</link>
      <description>تاب‌آوری بنادر در برابر تهدیدات مختلف مانند حوادث طبیعی، حملات تروریستی، اختلالات زنجیره تأمین و حملات سایبری به استراتژی‌های مؤثر پدافند غیرعامل وابسته است. این استراتژی‌ها شامل تقویت زیرساخت‌ها با طراحی مقاوم در برابر بلایا، ایجاد سیستم‌های هشدار زودهنگام و برنامه‌های مدیریت بحران، آموزش و آمادگی کارکنان، تنوع‌بخشی در منابع تأمین و زنجیره‌های لجستیکی، و به‌کارگیری سیستم‌های امنیتی پیشرفته برای مقابله با حملات سایبری و تروریستی هستند. رویدادهای مخرب به طور فزاینده‌ای عملیات و زیرساخت‌های بنادر جهان را به چالش می‌کشد و بر نیاز به برنامه‌های مقاوم‌سازی برای حفظ تداوم عملیات در طول بحران تأکید می‌کند. پدافند غیرعامل به‌عنوان یک آمادگی برای مقابله با حوادث و بلایای مختلف طبیعی و غیرطبیعی، رویکردی است که می‌تواند تاب‌آوری بنادر را ارتقا دهد. هدف این مقاله شناسایی و تبیین محرک‌های تاب‌آوری با توجه به رویکرد پدافند غیرعامل می‌باشد. در این راستا، از روش تصمیم‌گیری چند معیاره دی متل برای دستیابی به هدف ذکر شده استفاده شده است و برای نشان دادن اثربخشی آن، یک مطالعه موردی برای بندر چابهار به عنوان بندری حساس در کشور با تمرکز بر ذینفع‌های مختلف ارائه شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بالاترین و پایین‌ترین رتبه‌بندی محرک‌های اصلی تاب‌آوری در بندر چابهار به ترتیب شامل انعطاف‌پذیری و امنیت اطلاعات است. همچنین، بالاترین و پایین‌ترین رتبه‌بندی محرک‌های فرعی به ترتیب مربوط به گروه مدیریت بحران از محرک اصلی چابکی و افزونگی منابع انرژی از محرک اصلی افزونگی است. این نتایج مفاهیم عملی و کاربردی را برای عملیات بندر مشخص و مسیر روشنی را برای اجرای استراتژی‌های تاب‌آوری ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مؤلفه‌های شهر ایمن در چهارچوب سیاست‌های مدیریت حمل‌ونقل شهری ارومیه</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732296.html</link>
      <description>تحقق شهر ایمن یکی از الزامات اساسی در توسعه پایدار شهری محسوب می‌شود و مدیریت کارآمد حمل‌ونقل، نقش مهمی در بهبود شاخص‌های ایمنی شهری دارد. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی مؤلفه‌های شهر ایمن در چارچوب سیاست‌های مدیریت حمل‌ونقل شهری ارومیه انجام‌شده است. این تحقیق به روش توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و با رویکرد کاربردی انجام‌گرفته و داده‌های موردنیاز از طریق پرسش‌نامه جمع‌آوری‌شده‌اند. جامعه آماری این پژوهش شامل شهروندان شهر ارومیه است که طبق سرشماری سال ۱۳۹۵، ۷۳۶۲۲۴ نفر بوده‌اند و با توجه به نرخ رشد جمعیت، جمعیت پیش‌بینی‌شده برای سال ۱۴۰۴ حدود ۱٬۰۴۰٬۵۴۵ نفر برآورد می‌شود.حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و در سطح خطای 5 درصد تعیین شد که بر اساس آن، 383 پرسش‌نامه تکمیل گردید. به‌منظور تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار اس پی اس اس برای آمار توصیفی و آزمون فرضیات اولیه استفاده‌شده و تحلیل مدل معادلات ساختاری با بهره‌گیری از نرم‌افزار اسمارت پی ال اس انجام‌گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان دادند که مؤلفه کالبدی با میانگین ۳.۶۹۷ و پایایی ترکیبی ۰.۹۳۷، بالاترین رتبه را دارد. مؤلفه زیست‌محیطی با میانگین ۳.۵۸۲ در رتبه دوم قرار گرفت. مؤلفه اجتماعی-فرهنگی با میانگین ۳.۴۹۱ در رتبه سوم قرار گرفت و مؤلفه اقتصادی با میانگین ۳.۳۸۱، کمترین رتبه را در بین مؤلفه‌ها به خود اختصاص داد. این نتایج حاکی از آن است که سیاست‌های مدیریت حمل‌ونقل در ارومیه، به‌ویژه در حوزه زیرساخت‌های کالبدی و زیست‌محیطی، توانسته‌اند به بهبود ایمنی شهری کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور و تحلیل محتوای مطالعات داخلی مرتبط با استرس شهری</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_729299.html</link>
      <description>شهرنشینان در معرض عوامل استرس‌زا فراوانی قرار می‌گیرند. اما تاکنون تحقیقات کافی در این حوزه انجام نشده است. البته تعدادی از مطالعات داخلی در حوزه های بین رشته ای معماری، جامعه شناسی، شهرسازی، روانشناسی و ... این موضوع و موضوعات پیرامونی بسیار مرتبط با آن را با رویکردهای مختلف بررسی کرده اند. مطالعه ای وجود ندارد که به سوال &amp;amp;laquo;مطالعات داخلی چگونه پیوند بین استرس و شهر را مطالعه کرده اند؟&amp;amp;raquo; پاسخ دهد. به همین منظور در این پژوهش مطالعات داخلی در حوزه استرس شهری به صورت جامع و بین رشته ای تحلیل و بررسی شده است. در این پژوهش با استفاده از روش مرور روایی مطالعات پیشین در چند مرحله شناسایی و غربالگری شده، سپس با استفاده از تحلیل محتوا به تحلیل این مطالعات پرداخته شده است. یافته های این پژوهش نشان می‌دهد، محققان داخلی استرس شهری را بیشتر ناشی از شاخص های اجتماعی، کالبدی، محیطی، کاربری و فعالیت، حمل و نقل، ویژگی های فردی، مسکن، فرهنگی-سیاسی و اقتصادی می دانند. همچنین شاخص آلودگی صوتی مهم ترین شاخص ذکر شده در مطالعات پیشین می باشد. مقایسه یافته های این پژوهش و مطالعات پیشین نشان می دهد، هشت رویکرد کلی در مطالعات داخلی حوزه استرس شهری لحاظ شده است. بیشتر مطالعات داخلی ارتباط استرس با یک موضوع جانبی را بررسی کرده و یا به طراحی شهری کاهنده استرس پرداخته اند. در نتیجه این حوزه نیازمند مطالعات بیشتر و جامع تر می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین چهارچوب سیاستی ضوابط ارتفاعی ساخت‌وساز پیرامون دارایی‌های حائز اهمیت شهری با تأکید بر ملاحظات پدافند غیرعامل: رویکرد تحلیل مضمون</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_729542.html</link>
      <description>در شرایط ژئوپلیتیکی پرتنش ایران و با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل که آسیب‌پذیری دارایی‌های حیاتی شهری را به‌طور عینی آشکار ساخت، ضرورت تدوین ضوابط پدافند غیرعامل در نظام شهرسازی بیش از پیش برجسته می‌شود. یکی از مهم‌ترین کاستی‌ها در این زمینه، فقدان چارچوب جامع و بومی برای کنترل ارتفاع و اشرافیت در بافت‌های متراکم شهری است که می‌تواند پیامدهای امنیتی و فضایی گسترده‌ای در پی داشته باشد. هدف این پژوهش، طراحی چارچوبی سیاست‌محور و اجرایی برای تنظیم ضوابط ارتفاعی پیرامون مراکز حساس و حیاتی شهری با رویکرد پدافند غیرعامل است. پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون قیاسی واقع‌گرایانه انجام شد. داده‌ها از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان معماری، شهرسازی، مدیریت بحران و سیاست‌گذاری گردآوری و سپس در فرایند کدگذاری، ۳۳ مفهوم کلیدی استخراج و در قالب ۷ مقوله محوری سازمان‌دهی شد. نتایج نشان داد تدوین ضوابط ارتفاعی مؤثر مستلزم انسجام سیاست‌گذاری چندسطحی، تعریف حقوق مالکانه، طراحی لایه‌های حریم، کنترل اشرافیت بصری و بهره‌گیری از سازوکارهای جبرانی و مشوق‌های کالبدی است. یافته‌های کمی نیز پایایی و روایی بالای سازه‌ها و اثرگذاری معنادار کنترل اشرافیت بصری بر تاب‌آوری شهری در بستر تهدیدات واقعی نظیر جنگ ۱۲ روزه را تأیید کرد. این پژوهش با ارائه چارچوبی راهبردی برای پیوند اصول پدافند غیرعامل با نظام ضوابط شهرسازی، امکان ارتقاء امنیت کالبدی، کاهش آسیب‌پذیری و بهبود حکمرانی فضایی شهری را فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه طرزفکر طراحانه برای معماران</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_730283.html</link>
      <description>تفکر طراحانه محدود به حرفه‌مندان نیست، بلکه نوعی طرزفکر است که در حوزه‌های آموزشی و تقویت فعالیت‌های اجتماعی می‌توان از آن بهره‌مند شد. ابزارهای سنجش طرزفکر طراحانه نیز محدود به روش‌هایی است که پاسخ‌دهنده باید دانش و تخصص طراحی داشته باشد. یکی از ابزارهای سنجش طرزفکر طراحانه پرسشنامه وینولی و همکاران (2023) است. این پرسشنامه در ایران بومی سازی نشده ,و امکان سنجش طرزفکر طراحانه کسانی که دانش و تخصص طراحی ندارند نیز کاربرد دارد. این مقاله با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی (روایی ساختاری، روایی همگرا، پایایی، تأیید ساختار مرتبه‌دوم) پرسشنامه و مقایسه نتایج آن میان دو گروه معماران (نماینده متخصصان طراحی) و غیرمعماران (فاقد تجربه و آموزش تخصصی در حوزه طراحی) در شهر تهران انجام شده است. با توجه به اهداف ، رویکرد مقاله کمی و به روش پیمایشی انجام شد. نمونه آماری 674 نفر میان گروه‌های در دسترس انتخاب شده‌اند. برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار اس.پی.اس و اموس و از روش تحلیل عاملی و مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که این پرسشنامه دارای روایی ساختاری، همگرا و میزان پایایی مطلوبی در هر دو گروه است. همچنین تفاوت‌های معناداری در ساختار ابعاد طرزفکر طراحانه بین گروه‌ها مشاهده شد که نشان‌دهنده‌ تأثیر زمینه‌های آموزشی بر الگوهای ذهنی آنان است. این یافته‌ها می‌توانند به توسعه ابزارهای سنجش بومی‌سازی‌شده و در حوزه‌های آموزش طراحانه و نوآوری اجتماعی استفاده شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عوامل موثر بر ادراک ایمنی عابران پیاده در خیابان های شهری ( مورد مطالعه: خیابان امام خمینی و خیابان عاشوری شهر بوشهر)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_730434.html</link>
      <description>ادراک ایمنی عابران پیاده، بیانگر احساس امنیت افراد هنگام حرکت در فضاهای شهری است و تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل محیطی، کالبدی و زیرساختی شکل می‌گیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر ادراک ایمنی عابران پیاده در خیابان‌های امام خمینی و عاشوری شهر بوشهر انجام شده است. داده‌ها از طریق توزیع ۲۰۰ پرسشنامه محقق‌ساخته میان شهروندانی که آشنایی کافی با این خیابان‌ها داشتند گردآوری شد. روایی پرسشنامه با نظر خبرگان تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب امگای مک‌دونالد (&amp;amp;omega; = 0.966) محاسبه گردید که نشان‌دهنده قابلیت اعتماد بسیار بالای ابزار است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی چهار عامل اصلی را استخراج کرد که در مجموع 69.3 درصد از واریانس ادراک ایمنی را تبیین می‌کنند. نوآوری پژوهش در به‌کارگیری همزمان تحلیل عاملی اکتشافی و محاسبه امتیازات عاملی با روش اندرسون- روبین برای مقایسه میان دو خیابان، و نیز تمرکز بر شهر بوشهر با توجه به سهم بالای تصادفات عابران در آن، قابل توجه است. مقایسه امتیازات عاملی نشان داد خیابان عاشوری در شاخص‌هایی همچون کیفیت پیاده‌رو، وجود موانع فیزیکی و روشنایی محیطی عملکرد ضعیف‌تری نسبت به خیابان امام خمینی دارد. همچنین تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد تنها کیفیت و سازمان فضایی پیاده‌رو تأثیر مثبت و معناداری بر ادراک ایمنی دارد (&amp;amp;beta; = 0.461, p &amp;amp;lt; 0.001). این نتایج بر ضرورت بهبود طراحی، نگهداری پیاده‌روها، ارتقای روشنایی و حذف موانع تأکید کرده و راهنمایی مستقیم برای مدیریت شهری بوشهر در ارتقای ایمنی عابران پیاده فراهم می‌آورد</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای طراحی واحدهای همسایگی ایمن و تاب‌آوری مبتنی بر ادراک فضایی و تجربه‌ی زیسته ساکنان در شرایط بحران</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_731402.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، اهمیت طراحی واحدهای همسایگی در تحقق اصول &amp;amp;laquo;شهر پایدار&amp;amp;raquo; بیش از پیش آشکار شده است. بحران کووید-۱۹ نشان داد که پایداری شهری تنها به شاخص‌های کالبدی و زیست‌محیطی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد اجتماعی و ادراکی ساکنان را نیز در بر می‌گیرد. هدف این پژوهش واکاوی تجربه‌ی زیسته و ادراک فضایی ساکنان در واحدهای همسایگی طی شرایط بحرانی و ارائه‌ی چارچوبی برای طراحی ایمنی شهری بود. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از ساکنان و متخصصان شهرک اکباتان تهران بود. داده‌ها با رویکرد تحلیل مضمون و استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار، از تکنیک بازبینی مشارکت‌کنندگان و مقایسه‌ی مضامین استفاده شد. یافته‌ها نشان داد پنج مضمون اصلی بیشترین تکرار را داشتند: نقش فضاهای باز و نیمه‌عمومی در ارتقای پایداری اجتماعی (۸۳٪)، ناکافی بودن انعطاف‌پذیری فضایی واحدهای مسکونی (۷۲٪)، بازتعریف روابط اجتماعی در فضاهای عمومی (۶۷٪)، اهمیت فضاهای نیمه‌باز به‌عنوان &amp;amp;laquo;فضاهای نجات&amp;amp;raquo; (۵۶٪) و ضرورت طراحی شهری انعطاف‌پذیر برای مواجهه با بحران‌های آینده (۷۸٪). این نتایج حاکی آن است که پایداری شهری نه تنها به شاخص‌های کالبدی بلکه به تجربه‌ی زیسته و ادراک فضایی شهروندان نیز وابسته است. بر این اساس، پیشنهادهایی چون تقویت فضاهای باز و نیمه‌عمومی، طراحی مسکن انعطاف‌پذیر، ارتقای کیفیت بالکن‌ها و تراس‌ها و بازتعریف فضاهای عمومی به‌عنوان زیرساخت تاب‌آوری شهری ارائه می‌شود. این پژوهش با ترکیب داده‌های کیفی و کمی تکمیلی، چارچوبی مفهومی برای ارتقای پایداری و تاب‌آوری واحدهای همسایگی در ایران فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مولفه های شهرسازی به منظور ارتقای تاب آوری محلات شهری تهران در دوران پاندمیک و پساپاندمیک</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_731573.html</link>
      <description>با تشدید مخاطرات جهانی همچون پاندمی‌ها، تاب‌آوری شهری به یکی از مفاهیم بنیادین در برنامه‌ریزی و طراحی شهری، به‌ویژه در مقیاس محلات، تبدیل شده است که مستلزم شناسایی و تبیین مولفه های شهرسازی موثر بر آن است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مختلف شهرسازی مؤثر بر تاب‌آوری محلات شهر تهران و تبیین مؤلفه‌های ارتقای تاب‌آوری آن‌ها در دوران همه‌گیری و پس از آن انجام گرفت. مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با در نظر گرفتن ابعاد اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی، محیط‌زیستی و نهادی-مدیریتی طراحی شد. که، با مرور وسیع منابع داخلی و خارجی در حوزه تاب آوری محلات شهری و استفاده از نظر متخصصان و خبرگان با روش دلفی، عوامل شناسایی و پرسشنامه تهیه شد، و نظرات ۴۶ نفر از صاحب‌نظران و متخصصان شهری جمع آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) به‌منظور شناسایی ابعاد پنهان و اصلی استفاده شد. یافته‌ها نشان داد تمامی ابعاد پنج گانه، از پایایی مطلوب (آلفای کرونباخ بالاتر از 0.9) برخوردار بوده و شاخص کفایت نمونه (KMO) در تمامی ابعاد قابل قبول است. نتایج نهایی بیانگر یک‌عاملی بودن ابعاد اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست‌محیطی و نهادی- مدیریتی در مقابل دو‌عاملی بودن بعد کالبدی-دسترسی بود. بر این اساس، مجموعه ابعاد و عوامل شناسایی‌شده، مدلی جامع از مؤلفه‌های شهرسازی مؤثر بر تاب‌آوری و ایمنی محلات شهری تهران ارائه می‌دهد و بیان می دارد که تاب‌آوری یک مفهوم چندبعدی و درهم‌تنیده است که باید به صورت جامع و همه جانبه به آن نگریست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جستاری در مطالعات &amp;laquo;نما&amp;raquo; در پژوهش‌های فارسی زبان ؛مرور سیستمایک</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732039.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل محتوای مطالعات منتشرشده در حوزه &amp;amp;laquo;نما&amp;amp;raquo; در متون علمی فارسی‌زبان طی دو دهه اخیر انجام شده است. رویکرد تحقیق مروری&amp;amp;ndash;تفسیرگرایانه بوده و با بررسی نظام‌مند منابع پایگاه‌های داخلی (اس.آی.دی و مگیران) و انتخاب 121 مقاله مرتبط، به استخراج و کدگذاری داده‌ها در پنج محور اصلی پرداخته است: زیبایی‌شناسی و فرم، عملکرد و محیط، معنا و هویت، تجربه و جامعه و قانون و سیاست. یافته‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از مقالات، نما را از منظر بصری و زیباشناسانه بررسی کرده‌اند و جنبه‌های عملکردی و اقلیمی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در عین حال، برخی پژوهش‌ها به فناوری‌های نوین مانند نماهای دوپوسته، نمای متحرک و زیستی پرداخته‌اند. در بعد هویتی، گفتمان دوگانه &amp;amp;laquo;سنت&amp;amp;ndash;مدرنیته&amp;amp;raquo; تکرارشونده است و نما به‌عنوان حامل نمادها، ارزش‌های فرهنگی و بیانگر منزلت اجتماعی شناخته می‌شود. در بخش تجربه و جامعه، تفاوت برداشت میان معماران و شهروندان و تأثیر طبقه اجتماعی بر ادراک و سلیقه نما برجسته است. بعد اجرای ی نیز بر نقش کمیته‌های نما، ضوابط قانونی و چالش‌های اجرایی تمرکز دارد. به‌طور کلی، این مطالعه نشان می‌دهد که رویکردها از تحلیل‌های تاریخی و هنجاری به سوی سیاست‌گذاری مشارکتی و طراحی داده‌پایه در حرکت‌اند. جمع‌بندی پژوهش، ضرورت بازنگری در سیاست‌ها، توجه به تجربه زیسته کاربران و پیوند میان زیبایی، کارایی و هویت در طراحی نما را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنندج به‌عنوان شهر خلاق موسیقی: راهبردهای تقویت اکوسیستم خلاق شهری</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732042.html</link>
      <description>سنندج از سال ۱۳۹۸ به‌عنوان نخستین &amp;amp;laquo;شهر خلاق موسیقی&amp;amp;raquo; ایران در یونسکو ثبت شده است؛ بااین‌حال شکافی میان ظرفیت‌های فرهنگی و &amp;amp;laquo;ارزش تجربه مقصد&amp;amp;raquo; مشاهده می‌شود. این پژوهش با رویکرد کیفی (شامل مطالعه اسنادی، مشاهده میدانی و ۱۰ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته) و با بهره‌گیری از تحلیل مضمون و سوات، بسته‌ای از راهبردهای اجراییِ ایمن و فرهنگ‌محور برای توسعه گردشگری سنندج تدوین می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که در کنار تنوع ژانرها، آیین‌های بومی، میراث کالبدی و سرمایه اجتماعی، ضعف‌هایی چون افت بازدید از موزه‌ها، کمبود فضاهای چندمنظوره، نبود تقویم منظم رویداد، ظرفیت محدود اقامت و بازاریابی دیجیتال ناکافی، مزیت رقابتی مقصد را محدود کرده است. بر پایه ترجمه بومیِ چارچوب &amp;amp;laquo;شهر خلاق موسیقی&amp;amp;raquo; (چهار لایه سرمایه خلاق، مکان‌ها و زیرساخت، سیاست و مشارکت و برند و تجربه) و اولویت‌دهی شاخص‌ها، مجموعه راهبردهای SO/ST/WO/WT پیشنهاد شد: از &amp;amp;laquo;مسیرهای داستانی موسیقی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پرتال چندزبانه مقصد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بسته‌های اقامت&amp;amp;ndash;رویداد&amp;amp;ndash;مسیر شنیدنی&amp;amp;raquo; تا &amp;amp;laquo;ارتقای موزه‌ها به لابراتوار تجربه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه اقتصاد شب&amp;amp;raquo; و استقرار &amp;amp;laquo;پنجره واحد خدمات و مجوز رویداد&amp;amp;raquo;. در تمامی راهبردها، ایمنی رویداد (ظرفیت‌گذاری، مدیریت تراکم، نورپردازی، مسیرهای اضطراری و آموزش میزبانان) به‌عنوان مؤلفه ذاتیِ کیفیت تجربه لحاظ شده و برای پایش و یادگیری تدریجی، شاخص‌های کلیدی عملکرد تعریف گردیده است. این رویکرد، مسیر گذار از &amp;amp;laquo;دارایی فرهنگی&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;تجربه گردشگریِ پایدار&amp;amp;raquo; را برای سنندج روشن می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش محورهای پیاده در ارتقای زیست پذیری اجتماعی، تعلق مکانی و گردشگری شهری؛ مطالعه موردی محور پیاده تربیت تبریز</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732141.html</link>
      <description>تعادل بخشی به حیات اجتماعی شهروندان و ایجاد شهری آرام از مولفه های اساسی رسیدن به شهر انسان محور می باشد. در این میان، محورهای پیاده نقش اساسی در جهت زیست پذیری اجتماعی شهروندان ایفا می‌کنند. امروزه سرزندگی فضاهای عمومی شهری به عنوان یکی از مهمترین سنجه های کیفیت زندگی در شهرها بدل شده است. در این میان، خیابان های پیاده، معـابری بـا بـالاترین حـد نقش اجتماعی هستند که می توانند شـور و سـرزندگی را به مناطق مرکزی شهرها آورده، مردم را بـه حضـور داوطلبانه در شهر تشویق کننـد و در نتیجـه، پایـداری مراکز شهری را تضمین کنند. هدف این پژوهش بررسی نقش محورهای پیاده در ارتقای تعاملات اجتماعی، حس تعلق مکانی و گردشگری شهری می باشد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی می باشد و ماهیت پژوهش کاربردی است. بدین منظور، محور پیاده تربیت به عنوان یکی از محورهای پیاده با پتانسیل‌های متنوع تجاری و گردشگری، جهت بررسی وضعیت تعاملات اجتماعی، احساس تعلق مکانی شهروندان و جذب برای مطالعه انتخاب شد.. یافته ها حاکی از تاثیر مثبت و معنادار پیاده روی تربیت در بالا رفتن میزان تعلق مکانی شهروندان تبریز می‌باشد. آنها با حضور در این فضا، احساس امنیت، شادابی وهویت دارند. بر اساس داده های جدول زیر، سنجش متغیرهای تعاملات اجتماعی، تعلق مکانی، توریسم بر حسب جنسیت پاسخگویان حاکی از این است که صرفا همبستگی بین احساس تعلق مکانی متناسب با جنسیت پاسخگویان معنادار بوده و در میان زنان احساس تعلق مکانی به پیاده روی تربیت در کلان شهر تبریز بیشتر از مردان گزارش شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مولفه‌های جلب مشارکت مردمی در توسعه شاخص‌های حمل و نقل پاک به روش نردبان مشارکت شری ارنشتاین</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732654.html</link>
      <description>کاهش آلودگی هوای کلان‌شهر تهران مستلزم توسعه‌ی سیستم حمل‌ونقل عمومی پاک و گسترش زیرساخت‌های مرتبط با آن است. تحقق این هدف بدون جلب مشارکت مردمی و اجرای برنامه‌های مؤثر فرهنگ‌سازی امکان‌پذیر نیست. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر استقرار حمل‌ونقل پاک با تأکید بر نقش مشارکت شهروندان در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی و جامعه آماری شامل ۱۶۶ نفر از مدیران، مسئولان و کارشناسان حوزه حمل‌ونقل شهری تهران بود. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شد که روایی محتوایی آن به تأیید خبرگان رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (۰٫۸) تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS23 و LISREL8.50 استفاده گردید. نتایج نشان داد در بُعد محیط‌زیستی، ترکیب &amp;amp;laquo;مشارکت جزئی&amp;amp;raquo; (آگاه‌سازی، مشاوره، توافق) و &amp;amp;laquo;مشارکت کامل&amp;amp;raquo; (شراکت، اعطای قدرت و کنترل) مؤثرترین الگو است. در بُعد اقتصادی، &amp;amp;laquo;مشارکت غیرفعال&amp;amp;raquo; (دگرگون‌سازی و مرتفع‌سازی) مناسب‌تر تشخیص داده شد و در بُعد اجتماعی، مجدداً ترکیب مشارکت جزئی و کامل بیشترین تأثیر را داشت. یافته‌ها بیانگر ضرورت اتخاذ رویکردی ترکیبی و متناسب با ماهیت هر بُعد است. نوآوری پژوهش در ترکیب مدل نردبان مشارکت شری ارنشتاین با روش کمی مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) برای سنجش نوع و سطح مشارکت مؤثر شهروندان در ابعاد سه‌گانه حمل‌ونقل پاک است. این رویکرد برای نخستین‌بار در ایران، به‌ویژه در تهران، به کار گرفته شده و می‌تواند چارچوبی علمی و کاربردی برای سیاست‌گذاران شهری در جهت ارتقای مشارکت شهروندان در توسعه حمل‌ونقل پایدار فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسازی شهری و مرمت ابنیه پس از جنگ: مطالعه تطبیقی خرمشهر و درسدن با رویکرد معماری شهری</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732788.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد معماری شهری، بازسازی پس از جنگ را در دو نمونه‌ موردی خرمشهر و درسدن به‌صورت تطبیقی بررسی می‌کند. چارچوب نظری ترکیبی متشکل از منظر شهری تاریخی (HUL)، بازسازی مبتنی بر میراث (HBUR) و پی‌ریزی شهری مرکب (Assemblage) به‌کار رفت تا پیوستگی کالبدی، حکمرانی میراث‌محور و احیای حیات اجتماعی سنجیده شود. داده‌ها از اسناد رسمی، نقشه‌ها و تصاویر پیش و پس از جنگ گردآوری و در ATLAS.ti کدگذاری شد؛ سپس برای پروژه‌های شاخص هر شهر، میدان و محور نویمارکت، کلیسای فرائون‌کیرشه و خیابان رامپیشه در درسدن، در مقابل میدان مطهری، مسجد جامع و موزه جنگ کوی طالقانی در خرمشهر ارزیابی پنج‌درجه‌ای و وزن‌دهی انجام گرفت. نتایج نشان می‌دهد میانگین وزنی پروژه‌های خرمشهر ۱٫۶ از ۴ و درسدن ۳٫۶ است؛ شکاف عمده در محور پیوستگی بافت (HUL) و سپس حیات اجتماعی (Assemblage) مشاهده شد. در حالی که درسدن با بازچینی کنترل‌شده جداره‌ها، مشارکت عمومی و فعال‌سازی کاربری‌های فرهنگی به احیای &amp;amp;laquo;حس مکان&amp;amp;raquo; دست یافته است، خرمشهر عمدتاً در سطح ترمیم کالبدی باقی مانده است. بر این اساس، تدوین نقشه ارزش‌های میراثی، بدنه‌سازی پیوسته پیرامون میدان‌ها و محورهای اصلی، سازوکار مشارکت ذی‌نفعان و برنامه‌های محرک اقتصادی&amp;amp;ndash;فرهنگی برای گذار از بازسازی حداقلی به بازآفرینی پایدار پیشنهاد می‌شود. همچنین بر تاب‌آوری اقلیمی و عدالت فضایی در اجرا تأکید جدی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فناورانه جنگ ترکیبی ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران: از راهبرد تا ساختار عملیاتی</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732959.html</link>
      <description>جنگ ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران را می‌توان نقطه عطفی در تحول مفهومی جنگ‌های مدرن فناورمحور دانست. این جنگ ترکیبی، تلفیقی پیچیده از ابزارهای نظامی و غیرنظامی، فیزیکی و مجازی و همچنین سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بود و نشان داد که مرز میان جنگ سنتی و جنگ فناورانه به‌طور چشمگیری کمرنگ شده است. در این نبرد، فناوری‌های نوین همچون عملیات سایبری، هوش مصنوعی، پهپادها، جنگ الکترونیک و عملیات شناختی به شکلی هم‌افزا و مرحله‌ای مورد استفاده قرار گرفتند و زمینه‌ساز اعمال فشار چندبعدی بر جمهوری اسلامی ایران شدند.هدف مقاله حاضر تحلیل فناورانه این جنگ با بهره‌گیری از روش تحلیل کیفی محتوا و در قالب رویکرد توصیفی-تحلیلی است. داده‌های پژوهش شامل اسناد رسمی، گزارش‌های میدانی، تحلیل‌های رسانه‌ای و دیدگاه‌های کارشناسان بوده که با رویکرد مقایسه‌ای و تفسیر محتوایی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ساختار جنگ فناورمحور از یک منطق مرحله‌ای و هدفمند پیروی می‌کند؛ به گونه‌ای که ابتدا با جمع‌آوری اطلاعات و رصد دقیق زیرساخت‌ها آغاز شده، سپس از طریق حملات سایبری و الکترونیکی به تضعیف توان دفاعی و اقتصادی پرداخته و در نهایت با عملیات شناختی و روانی تلاش شده است تا دستاوردهای به‌دست‌آمده تثبیت گردد.این جنگ نشان داد که فناوری‌های نوین نه‌تنها ابزارهای کمکی، بلکه عناصر اصلی میدان نبرد آینده خواهند بود و ماهیت جنگ‌ها را از تقابل سخت صرف، به درهم‌تنیدگی ابعاد سخت و نرم تغییر می‌دهند. درک این الگو برای بازطراحی معماری دفاع ملی، ارتقاء تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی و تقویت ظرفیت‌های بازدارندگی کشور ضرورتی راهبردی به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساخت کالبدی- فضایی شهر و محلات آن از منظر امنیت فرهنگی نمونه موردی: شهر شاهرود</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_732977.html</link>
      <description>توجه به توسعه کمی شهرها و بی توجهی به مباحث فرهنگی، باعث شکل گیری سیمایی بی هویت در شهرها شده و امنیت فرهنگی شهر را مورد تهدید قرار داده است. با نظر به نقش امنیت فرهنگی در پایداری اجتماعی جوامع و نقش ساخت کالبدی- فضایی شهر در انتقال معانی و مفاهیم مستتر، مساله پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل امنیت فرهنگی در ساخت کالبدی- فضایی شهر است. با بررسی مبانی نظری و گردآوری شاخص ها و بررسی روایی آنها از طریق 25 نفر از متخصصان معماری و شهرسازی، تعداد 384 پرسشنامه محقق ساخت با طیف لیکرت در بین شهروندان شهر شاهرود از طریق نمونه گیری تصادفی و بصورت اینترنتی توزیع و پس از جمع آوری پرسشنامه ها، با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند. با توجه به یافته ها، امنیت فرهنگی در نمونه موردی در سطح متوسط قرار دارد. از 5 مولفه اصول اعتقادی، دستاوردهای تاریخی و تمدن سازی، سنتها و آیین ها، تاثیر پذیری مثبت از دیگر فرهنگ هاو "سبک زندگی، بالاترین میانگین نمره مربوط به اصول اعتقادی و در مقابل، پایین‌ترین میانگین مربوط به "سبک زندگی" است. در بررسی همبستگی میان مولفه ها، روابط مثبت و نسبتاً قوی میان مؤلفه‌ها وجود دارد. ضرایب استاندارد شده رگرسیون نشان داد که قوی ترین رابطه بین امنیت فرهنگی و تاثیر پذیری مثبت از دیگر فرهنگ ها است و ضعیف ترین رابطه مربوط به امنیت فرهنگی و اصول اعتقادی است با نظر به اهمیت موضوع، رهیافتهایی در قالب راهکار در نتیجه گیری ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقوش و نگاره های ایرانی و اسلامی در گرافیک شهری مشهد</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_733468.html</link>
      <description>نتایج مطالعات تاریخ نقش‌ها در جغرافیای سرزمین ایران اکثرا به وجوه مشترکی از بن‌مایه‌های نگاره‌‌های ایرانی قبل و بعد از ورود اسلام، دلالت دارند. به‌گونه‌ای که برخی نقش‌ها تطور یافته، بعضی با ماهیت ظاهری ثابت و یا تغییر یافته، تداوم یافتند. گرافیک‌شهری با بهره‌گیری از فنون و ابزارهای جدید، روح رمانتیک و خصایص خیال برانگیز هنر ایران را در سایۀ امنیت محیط‌های شهری به ظهور ‌می‌رساند. انواع اسلوب اطلاع‌رسانی، تبلیغات شهری ،تابلوها، المان‌ها، مبلمان شهری، طراحی نما و طراحی نور از جمله اشکال بیانی در گرافیک شهری محسوب می‌شود که سهم بزرگی در خوانش دیداری فرهنگ و تمدن سرزمینی دارد. در این تحقیق ضمن بررسی اسناد کتابخانه‌ای و در بخش میدانی با مطالعۀ تصویری نقوش به کار رفته در گرافیک شهری مشهد و طبقه‌بندی آنها به ارتباط میان نقوش قبل و بعد از اسلام در آثار شهری و نقش امنیت در پیام‌رسانی فرهنگی، آموزشی و بالا بردن سطح ارزش‌های زیبایی‌شناختی و ایجاد فضای تعاملی و خاطره انگیز در مخاطبین پرداخته می‌شود. نتایج نشان می‌دهد بخش عظیمی از زیباسازی شهری در شهر مورد مطالعه حامل مفاهیم اساطیریِ ادبی، رسوم و تمدن ایران و اسلام بوده، توانسته است ارتباط موفقی با مخاطب برقرار نماید و به درستی از عهدۀ وظیفۀ خطیر پیام رسانی فرهنگی و آموزشی برآید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تحلیل میزان مهارت شهروندان شهر سقز در مقابله با مخاطره طبیعی زلزله (مطالعه موردی : شهدا و بهارستان پایین)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_733477.html</link>
      <description>زلزله از بلایای طبیعی مخرب محسوب می شود که در ایران تاکنون آسیب های مالی وجانی فراوانی برجا گذاشته است،این موضوع ضرورت پرداختن به آموزش عمومی برای آمادگی درمقابل زلزله را نشان می دهد.در این پژوهش سعی بر این است که وضعیت آموزش زلزلزه و ارتباط آن باآگاهی ودانش،مهارت،نگرش و سرمایه اجتماعی مردم در بین محلات انتخابی شهر سقر مورد بررسی قرار گیرد.برای ارزیابی گویه های تبیین کننده آموزش شهروندان در برابر زلزله در سطح 2محله تعداد384نفر(جدول1)مورد پرسش قرارگرفته اند.انتخاب محلات به صورت روش خوشه ای و افراد پاسخگو به روش تصادفی سیستماتیک بوده است.جهت تجزیه وتحلیل داده ها در کنار استفاده از روشهای آماری توصیفی جهت مقایسه میانگین ها وتبیین معنادار بودن تفاوتهای موجود بین گروه ها از آزمون Tتک نمونه ای و برای تبیین همبستگی از آزمون پیرسون استفاده شده است.نتایج به دست آمده از یافته های تحقیق نشان دهنده میانگین کل ابعاد مهارت شهروندان در مقابله با مخاطره زلزله 3.23 می&amp;amp;rlm;باشد. به عبارتی دیگر از شهروندان، شاخص مهارت شهروندان در مقابله با مخاطره زلزله در وضعیت متوسط رو به بالا قرار دارد. با توجه به یافته&amp;amp;rlm;های موجود، به ترتیب ابعاد آگاهی و دانش (3.41)، نگرش (3.37)، سرمایه اجتماعی (3.36)، مهارت (3.31) و بستر و روابط عملکرد نهادها (3.02) میانگینی بالاتر از میانگین هستند.پس بعد شدت و توانایی جبران خسارات با ارزیابی نامطلوب (2.96) کمترین میزان میانگین را به خود اختصاص داد. جمع‌بندی کلی، شاخص کل مهارت شهروندان در مقابله با مخاطره زلزله (3.23) بدست امد که نشان دهنده سطح نسبتا قابل قبول و رضایت بخش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی برنامه‌ریزی تاب‌آوری مؤثر در برابر مخاطرات طبیعی «زلزله» مبتنی بر گفتمان‌های بین‌المللی (مطالعه موردی: کلان‌شهر تبریز)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_733664.html</link>
      <description>تاب‌آوری رویکردی جامع به‌منظور مواجه با اثرات انواع مخاطرات و بحران‌ها محسوب می‌شود که در سال‌های اخیر مورد تأکید محققان و سازمان‌های بین‌المللی مختلفی قرار گرفته است. در این راستا، با توجه به مستمر بودن مخاطرات طبیعی و نیاز به رویکرد یکپارچه در مواجهه با اثرات آن‌ها، پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی برنامه‌ریزی تاب‌آوری مؤثر کلان‌شهر تبریز در برابر مخاطرات طبیعی «زلزله» مبتنی بر گفتمان‌های بین‌المللی (100 شهر تاب‌آور، اهداف توسعه‌ی پایدار، دستور کار "شهرهای تاب‌آور" و چارچوب قانونی طرح هیوگو) نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه‌ی حاضر از نظر نوع آمیخته (کمی و کیفی)، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی و اکتشافی می‌باشد که در راستای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار Amos و رویکرد زمینه‌یابی استفاده شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مهمترین مؤلفه‌های برنامه‌ریزی تاب‌آوری مؤثر کلان‌شهر تبریز در برابر مخاطره‌ی زلزله شامل ایجاد تشکیلات ساختاری یکپارچه و آموزش‌دهنده، تشکیل سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری و هدایت‌کننده برای ارائه‌ی راهبردهای آمادگی در برابر بحران با بهره‌مندی از تخصص‌های مختلف و مشارکت مردمی و نهادی، تقویت دیپلماسی جمعی در راستای مواجهه با بحران و ایجاد ساختارهای توانمندساز کالبدی و غیرکالبدی برای اقدام بهینه و مؤثر در بعد از آثار و نتایج بحران بوده که به ترتیب ضرایب آن‌ها 785/0، 761/0، 744/0 و 727/0 می‌باشد. همچنین الگو و مقوله‌ی هسته‌ای نهایی شامل حکمروایی بر مبنای بازنگری در سیاست‌ها و تحقق ساختار سازمانی یکپارچه، ظرفیت‌سازی نهادی و اجتماعی، بودجه‌ی چرخشی، آماده‌سازی مبنای پهنه‌بندی خطر و سیستم‌های هشداردهنده و بازیابی سریع بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآفرینی بافت‌های تاریخی با تاکید بر رویکرد توسعه‌ی میان‌افزا؛ مطالعه موردی: میدان کاه فروشان تبریز</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_733698.html</link>
      <description>درپی رشد فزاینده جمعیت شهری و افزایش تمایل به استفاده حدکثری از زمین های شهری، در بافت های مرکزی بویژه بافت های تاریخی و فرسوده، ساخت‌وسازهای نامتجانس همراه با بی‌توجهی به اصالت زمینه و هویت تاریخی بوفور یافت می‌شود. در چنین شرایطی اتخاذ رویکردی چون میان افزایی که ضمن حفاظت از بافت و حفظ ارزش‌های تاریخی ، زمینه توسعه و بهره مندی از ظرفیت های بافت را فراهم آورد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است پژوهش حاضر با هدف استخراج مولفه و معیارهای توسعه میان افزا با تاکید بر بستر مطالعه و ارائه راهبردهای میان‌افزایی در بازآفرینی بافت تاریخی میدان کاه‌فروشان تبریز انجام شده است. این پژوهش از نوع کارکردی و به روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه موردی انجام پذیرفته است و در راستای جمع آوری اطلاعات از روش های کتابخانه‌ای-اسنادی و مشاهدات میدانی-پیمایشی استفاده شده است.پس از تبیین مدل مفهومی پژوهش در ابعاد کالبدی، عملکردی، اقتصادی و حقوقی ، معیارهای پژوهش با بهره‌گیری از مدل SWOT و امتیازدهی وزن‌دار، نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید محدوده شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که وضعیت بافت تاریخی میدان کاه فروشان در میان چهار حالت تدافعی مدل SWOT واقع شده است،بدین ترتیب راهبرد های تدافعی با تاکید بر حفظ اصالت و هم پیوندی توسعه با بستر تاریخی کاهش ضعف‌های عملکردی ، کاهش تعارضات منافع توسعه نظام حقوقی مداخلات و تقویت اقتصاد محلی با محوریت گردشگری فرهنگی تمرکز ارائه گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه یک رویکرد مبتنی بر هوش مصنوعی برای دفاع سایبری در زیرساخت‌های نفتی با هدف توسعه پایدار</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_733772.html</link>
      <description>حملات سایبری از مهم‌ترین تهدیدات شبکه‌های ارتباطی صنعتی به‌ویژه در حوزه نفت و گاز هستند و می‌توانند با کاهش تولید و بهره‌برداری میادین، توسعه پایدار را تحت تأثیر قرار دهند. این حملات طیفی از بات‌نت، بدافزار، باج‌افزار، فیشینگ و حملات DDoS را شامل می‌شوند. ازاین‌رو، تشخیص به‌موقع آن‌ها در زیرساخت‌های نفتی اهمیت بالایی دارد. یکی از راهکارهای نوین برای مقابله با این تهدیدات، استفاده از هوش مصنوعی و روش‌های یادگیری عمیق است.در این پژوهش، یک رویکرد ترکیبی برای دفاع سایبری از میادین نفتی ارائه شده است که از شبکه‌های CNN و BiLSTM همراه با معماری GAN بهره می‌برد. شبکه GAN برای متعادلسازی داده‌ها و ایجاد حملات پیچیده به‌منظور افزایش توانایی سیستم در شناسایی حملات روز صفر استفاده شده است. همچنین سه روش انتخاب ویژگی XGBoost، Chi-square و RF برای بهبود کیفیت داده‌های ورودی به کار گرفته شده‌اند. ترکیب CNN و BiLSTM امکان استخراج هم‌زمان ویژگی‌های مکانی و زمانی ترافیک شبکه را فراهم می‌کند.نتایج آزمایش‌ها روی شبکه واقعی PLC و داده‌های شبیه‌سازی‌شده نشان می‌دهد روش پیشنهادی با دقت 99.95%، حساسیت 99.91% و صحت 99.94% عملکردی برتر از روش‌های کلاسیک و سایر معماری‌های یادگیری عمیق دارد. این روش بیشترین دقت را در شناسایی حملات DoS که شایع‌ترین تهدید در میادین نفتی هستند نشان داده و با زمان آموزش کمتر، کارایی بیشتری نسبت به روش‌های موجود ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مؤلفه‌های ایمن‌سازی زنجیره تأمین تجهیزات در مدیریت پروژه‌های جمع‌آوری گازهای مشعل مورد مطالعه: پالایشگاه بیدبلند</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_733871.html</link>
      <description>ایمن‌سازی فرآیند تأمین تجهیزات نقش اساسی در پیشگیری از خسارات مالی، جانی، فنی و حفظ کیفیت تجهیزات، کنترل زمان‌بندی پروژه و دستیابی به راه‌اندازی ایمن و به‌موقع در پروژه‌های صنعتی ایفا می‌کند. با توجه به اهمیت راهبردی این موضوع در پروژه‌های کلان صنعت نفت و گاز، هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های ایمن‌سازی زنجیره تأمین تجهیزات و ارائه راهکارهای مدیریتی و پیشگیرانه در فرآیند تأمین تجهیزات طرح جمع‌آوری گازهای مشعل پالایشگاه بیدبلند است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی بوده و با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران و کارشناسان مرتبط با پروژه گردآوری شد. مؤلفه‌های استخراج‌شده پس از کدگذاری در ماتریس احتمال و اثر قرار گرفتند و با محاسبه شاخص اولویت، از منظر سطوح ایمن‌سازی تأمین تجهیزات مورد تحلیل و اولویت‌بندی قرار گرفتند.نتایج پژوهش منجر به شناسایی 35 مؤلفه مؤثر بر اختلال در ایمن‌سازی تأمین تجهیزات شد که از میان آن‌ها، 23 مؤلفه دارای اولویت ایمن‌سازی بالا تشخیص داده شد. برای هر یک از این مؤلفه‌ها، راهکارهای مناسب مدیریتی، کنترلی و پیشگیرانه به‌منظور ارتقای ایمن‌سازی فرآیند تأمین تجهیزات ارائه گردید. یافته‌ها نشان می‌دهند که شناسایی نظام‌مند مؤلفه‌های ایمن‌سازی، ارزیابی آن‌ها و اتخاذ واکنش‌های مدیریتی مناسب می‌تواند نقش مؤثری در کاهش خسارات جانی و مالی، ارتقای سطح ایمنی، حفظ کیفیت تجهیزات و رعایت زمان‌بندی پروژه‌های صنعتی ایفا نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاب‌آوری شهری در برابر سوانح طبیعی با استفاده از مدل BRIC (مطالعه موردی: استان کردستان)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_734039.html</link>
      <description>امروزه خسارات ناشی از وقوع سوانح طبیعی در مناطق، مفهوم تاب‌آوری را جهت کاهش آسیب‌پذیری و خسارات جانی و مالی به حوزه‌ای مهم در مطالعات منطقه‌ای تبدیل کرده است. با افزایش سریع جمعیت مناطق سکونتگاهی و تمرکز امکانات و زیرساخت‌ها، وقوع سوانح طبیعی می‌تواند به آسیب‌پذیری گسترده‌ای منجر گردد و سبب به خطر افتادن جان و مال افراد بسیاری شود. استان کردستان با ساختار ویژه‌ی خود همواره در معرض خطرات جدی در هنگام وقوع سوانح قرار گرفته است. در این پژوهش مولفه‌های تاب‌آوری در برابر سوانح طبیعی استخراج و بررسی شد و میزان تاب‌آوری شهرستان‌های این استان در برابر سوانح طبیعی سنجش و ارزیابی شده است. پس از انتخاب چارچوب موضوعی (مدل BRIC)، شاخص‌هایی که آمار و اطلاعات آن‌ها در سطح شهرستان در سه دوره 1375، 1385 و 1395 وجود دارد استخراج گردیده‌ و در نهایت مدل مفهومی پژوهش تدوین شده است. این شاخص‌ها با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) امتیازدهی شده‌اند. سپس، با استفاده از روش تحلیل خوشه‌ای (Cluster Analysis) و هم‌پوشانی امتیازها، رتبه‌بندی نهایی شهرستان‌های استان کردستان در سه دوره مذکور مشخص شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شهرستان‌های استان کردستان در دوره 1375 کم‌ترین میزان تاب‌آوری در برابر سوانح طبیعی را داشته و در دوره 1395 بیشترین میزان تاب‌آوری و کم‌ترین میزان آسیب‌پذیری را دارند. دوره 1385 بینابین بوده که روند ارتقا تاب‌آوری از دوره 1375 نمایان و ملموس است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های حسی-شناختی مؤثر بر ادراک فضای معماری: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_734774.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، ادراک فضای معماری بیش&amp;amp;shy;از&amp;amp;shy;پیش در چارچوب تعامل میان ورودی‌های حسی و سازوکارهای شناختی و برپایه شواهد عصب‌روان‌شناختی مورد توجه قرار گرفته است؛ با این حال، ادبیات موجود همچنان پراکنده بوده و فاقد یک چارچوب تلفیقی برای تبیین الگوهای غالب این حوزه است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند، به تحلیل مؤلفه‌های حسی و شناختی مؤثر بر ادراک فضای معماری و سنجه‌های عصب‌روان‌شناختی مرتبط می‌پردازد. جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های اسکوپوس و وب&amp;amp;shy;آو&amp;amp;shy;ساینس انجام و پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۴۴ مقاله انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از فرم استاندارد استخراج و از طریق تحلیل تماتیک در چهار محور اصلی سازمان‌دهی گردید. نتایج نشان می‌دهد مؤلفه‌های حسی ادراک معماری را می‌توان در قالب پنج خوشه اصلی (بصری، شنیداری، لامسه‌ای&amp;amp;ndash;حرارتی، بویایی یا کیفیت هوا و حرکتی&amp;amp;ndash;بدن‌مند) صورت‌بندی کرد که به‌صورت نظام‌مند با مؤلفه‌های شناختی‌ای چون خوانایی و راه‌یابی، پیچیدگی فضایی، معنا و هویت، حافظه، قضاوت و بار شناختی در تعامل‌اند. تحلیل الگوهای تکرارشونده در مطالعات نشان می‌دهد کیفیت سازمان‌دهی این تعاملات، به شکل‌گیری پیامدهایی نظیر ترمیم&amp;amp;shy;روانی، تنظیم هیجان، تغییر در عملکرد شناختی، تقویت حس&amp;amp;shy;مکان و شکل‌گیری الگوهای رفتاری فضایی منجر می‌شود. در سطح نظری، سه خانواده اصلی شامل روان‌شناسی محیطی و نظریه‌های ترمیمی، پدیدارشناسی و بدن‌مندی و علوم اعصاب شناختی، چارچوب‌های تبیینی غالب را شکل می‌دهند. این مرور با تلفیق یافته‌های پراکنده، یک چارچوب مفهومی یکپارچه برای فهم تعامل حسی&amp;amp;ndash;شناختی در ادراک فضای معماری ارائه می‌دهد که می‌تواند مبنایی برای توسعه طراحی چندحسی، معماری انسان‌محور و رویکردهای مبتنی بر شواهد در معماری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مکان گزینی پناهگاه‌های اضطراری شهری مبتنی بر اصول پدافند غیرعامل با استفاده از FAHP و GIS (مطالعه موردی: منطقه ۱۰ کلان‌شهر شیراز)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_734930.html</link>
      <description>رشد شتابان شهرنشینی، افزایش جمعیت و گسترش تهدیدات طبیعی و انسان‌ساخت، ضرورت توجه به ایمنی و تاب‌آوری شهرها را دوچندان کرده است. در این میان، مکانیابی بهینه پناهگاه‌های اضطراری شهری با رویکرد پدافند غیرعامل به‌عنوان یکی از مؤثرترین راهکارها برای کاهش آسیب‌پذیری و حفاظت از جان شهروندان در شرایط بحران مطرح می‌شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، وزن‌دهی و تحلیل مکانی شاخص‌های مؤثر بر مکانیابی پناهگاه‌های شهری با تأکید بر اصول پدافند غیرعامل، منطقه ۱۰ شیراز را به‌عنوان محدوده مورد مطالعه انتخاب کرده است.روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی بوده و داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شده‌اند. نخست، با مرور و سنتز ۲۰ مقاله علمی&amp;amp;ndash;پژوهشی داخلی، شاخص‌های مکانیابی استخراج و در قالب ابعاد جمعیتی، کالبدی، محیطی&amp;amp;ndash;طبیعی و عملکردی طبقه‌بندی شدند. سپس وزن شاخص‌ها از طریق فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی فازی محاسبه گردید که نتایج آن نشان داد شاخص‌های مناطق پرتراکم جمعیت (0.167)، فاصله از اهداف احتمالی دشمن (0.142) و مراکز جاذب جمعیت (0.124) بیشترین اهمیت را دارا هستند. در ادامه، لایه‌های اطلاعاتی شاخص‌ها در محیط GIS تهیه، با توابع فازی نرمال‌سازی و با بهره‌گیری از عملگر AND در ابزار Fuzzy Overlay تلفیق شدند.نتایج نهایی پژوهش بیانگر آن است که پهنه‌های بسیار مناسب برای استقرار پناهگاه‌های شهری عمدتاً در شهرک گلستان تمرکز یافته‌اند؛ امری که ناشی از هم‌زمانی شرایط مطلوب جمعیتی، دسترسی مناسب، پوشش کاربری‌های پشتیبان و کاهش تهدیدات بالقوه است. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی علمی برای تصمیم‌گیری مدیران شهری در راستای ارتقای ایمنی و تاب‌آوری شهری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات تحولات شهرنشینی و ساختار فضایی شهرها بر احساس امنیت در بین شهروندان (نمونه موردی: مناطق 10گانه کلانشهر تبریز)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_736299.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثرات تحولات شهرنشینی و ساختار فضایی شهرها بر احساس امنیت در بین شهروندان کلان‌شهر تبریز انجام شده است. ماهیت این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته در بین ساکنان مناطق ده‌گانه شهرداری تبریز گردآوری شده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۸۴ نفر برآورد گردید که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS و از طریق آزمون‌های همبستگی، تحلیل واریانس، آزمون t تک‌نمونه‌ای، آزمون فریدمن و مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام پذیرفت.یافته‌های پژوهش نشان داد که تمامی ابعاد مؤثر بر احساس امنیت شهروندان شامل ابعاد اقتصادی، فرهنگی، فضایی-زیست‌محیطی، اجتماعی و فردی در سطح مطلوب قرار دارند (مقادیر معناداری کمتر از ۰.۰۵ و میانگین بالاتر از حد مبنای ۳.۱). بر اساس نتایج حاصل از مدل‌سازی، بعد فضایی-زیست‌محیطی بیشترین تأثیر را بر میزان احساس امنیت شهروندان داشته و در مقابل، بعد فرهنگی در رتبه‌های بعدی قرار گرفته است. همچنین نتایج آزمون فریدمن اولویت‌بندی گویه‌ها را در هر یک از ابعاد تبیین نمود. از سوی دیگر، بررسی الگوی مکانی نشان داد که کانون‌های ناامنی و عوامل مؤثر بر آن از مرکز شهر به سمت پیرامون و حاشیه شهر تغییر مکان داده و روندی از گسترش غرب به شرق را در کلان‌شهر تبریز تجربه کرده‌اند. در نهایت، نتایج تأیید می‌کند که ساختار فضایی و فرایندهای شهرنشینی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری و بازتولید احساس امنیت شهروندان ایفا می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ملاحظات پدافند غیرعامل برای صیانت از مردم در مراکز جمعیتی پس از وقوع بحران ناشی از تهدید تروریستی (مطالعه موردی: حرم حضرت عبدالعظیم حسنی)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_736343.html</link>
      <description>تهدیدات تروریستی در مراکز مذهبی و جمعیتی کشور نشان‌دهنده آسیب‌پذیری شهرها و لزوم اتخاذ تدابیر پیشگیرانه از منظر پدافند غیرعامل می باشد.جمهوری اسلامی ایران با داشتن موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه و دارایی‌های انسانی و مادی، در معرض تهدیدات طبیعی و انسان‌ساخت قرار دارد که حفاظت از جان و سرمایه مردم را ضروری می‌سازد. حملات تروریستی، به‌ویژه در مراکز مذهبی مانند حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، تهدیدی مستقیم و چند بعدی برای جامعه محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف ارائه ملاحظات پدافند غیرعامل برای صیانت از مردم در برابر تهدیدات تروریستی انجام شده و دارایی‌ها، تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های حرم را شناسایی می‌کند. روش پژوهش حاضر با رویکرد توسعه‌ای ـ کاربردی و با بهره‌گیری از روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی و با بررسی دارایی های فیزیکی، سایبری، معنوی، انسانی و ترکیبی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و ارزیابی تهدیدات، آسیب‌پذیری‌ها و ریسک‌پذیری دارایی‌ها، با اجرای ملاحظات پدافندغیرعامل می‌توان خسارات مالی و جانی را کاهش داد، بازدارندگی در برابر دشمن افزایش یابد و خدمات شهری در بحران تسهیل گردد. این پژوهش با ارائه ملاحظات پدافند غیرعامل به تقویت لایه‌های ایمنی ، امنیت و دفاع حرم مطهر، زائران و شهروندان مجاور حرم مطهر کمک می‌کند. نتایج قابل تعمیم به دیگر آستان‌های مقدس کشور بوده و برای تصمیم‌سازان و مدیران شهری کاربردی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین چالش‌های هماهنگی بین سازمانی در فرآیند مدیریت شهرهای میانی (پژوهش کیفی در شهر مرند)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_736406.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی سازوکارهای شکل‌گیری این مسئله و تبیین الگوی ارتقای هماهنگی نهادی، شهر مرند را به‌عنوان نمونه‌ای از شهرهای میانی کشور مورد مطالعه قرار داده است. این تحقیق با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روشمندی تلفیقی انجام شده و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه برنامه‌ریزی و مدیریت شهری گردآوری شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از فرایند کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای MAXQDA، Smart PLS، PyVis و SPSS انجام شد تا شبکه روابط ساختاری میان عوامل نهادی، اطلاعاتی و حقوقی شناسایی شود. برای اطمینان از اعتبار نتایج، از مثلث‌سازی داده‌ها، بازکدگذاری مستقل و آزمون کاپای کوهن (0.71) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان ۹۲ کد اولیه، ۲۲ مقوله محوری در قالب شهنگی نهادی و تعارض مأموریت‌ها که مهم‌ترین آن‌ها شامل ناهماهنگی نهادی و تعارض مأموریت‌ها (۳۱ درصد)، شکاف اطلاعاتی و ضعف یکپارچگی سامانه‌ها (۲۱ درصد) و محدودیت‌های حقوقی و اجرایی (۱۷ درصد) است. تحلیل روابط میان درون‌مایه‌ها نیز همبستگی قوی میان ناهماهنگی نهادی و شکاف اطلاعاتی (0.881=r) را نشان داد که بیانگر پیوند ساختاری میان ابعاد نهادی و زیرساخت‌های اطلاعاتی در حکمرانی شهری است. بر پایه ادغام یافته‌های کیفی و کمی، الگوی مفهومی &amp;amp;laquo;حکمرانی تاب‌آور شهری سه‌لایه&amp;amp;raquo; استخراج شد که هماهنگی بین‌سازمانی را حاصل تعامل میان سه سامانه نهادی، اطلاعاتی و رابطه‌ای می‌داند و بر تمرکززدایی نهادی هوشمند، یکپارچگی داده‌ها و تقویت اعتماد نهادی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیونددهی میان دانش‌ها برای سازگاری با تغییرات اقلیمی: مرور نظام‌مند راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت با مشارکت جوامع بومی</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_736529.html</link>
      <description>تشدید مخاطرات اقلیمی، به‌ویژه مخاطرات هیدرولوژیک، ضرورت توجه هم‌زمان به سازگاری با تغییر اقلیم، حفاظت بوم‌سازگان‌ها و عدالت برای جوامع بومی را برجسته کرده است. &amp;amp;laquo;راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت&amp;amp;raquo; در سال‌های اخیر در اسناد بین‌المللی و سیاست‌های ملی جایگاهی پررنگ یافته‌اند، اما چگونگی پیونددهی میان دانش علمی و دانش بومی در طراحی و اجرای این راه‌حل‌ها و پیامدهای آن برای عدالت معرفتی، رویه‌ای و توزیعی، همچنان محل پرسش است. این پژوهش با رویکرد مرور نظام‌مند ادبیات علمی و بخشی از ادبیات خاکستری را درباره راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت با مشارکت جوامع بومی تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد طیفی متنوع از اقدامات حفاظتی و احیایی و نیز مداخلات مبتنی بر زیرساخت سبز&amp;amp;ndash;آبی در ارتباط با جوامع بومی گزارش شده است؛ با این حال، کیفیت پیونددهی میان دانش‌ها و پایداری نتایج به‌شدت به الگوهای حکمرانی و سطح نقش‌آفرینی جامعه، نحوه به‌رسمیت‌شناسی حقوق دسترسی و استفاده از سرزمین و آب و سازوکارهای تأمین مالی و پاسخ‌گویی نهادی وابسته است. همچنین، پراکندگی جغرافیایی مطالعات و تمرکز چشمگیر آن‌ها در چند منطقه خاص، نشان می‌دهد که درباره بسیاری از پهنه‌ها از جمله بخش‌هایی از خاورمیانه، شواهد منتشرشده در قالب این ادبیات هنوز محدود است؛ امری که به‌عنوان شکاف پژوهشی و اولویت برای مطالعات آینده مطرح می‌شود. بر این اساس، مقاله نتیجه می‌گیرد که ارتقای اثربخشی و عدالت در راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت، مستلزم گذار از مشارکت‌های نمادین به سمت سازوکارهای شفافِ تصمیم‌گیری مشترک، سنجه‌پذیر کردن ابعاد عدالت و پیونددهی میان دانش‌ها و تقویت قابلیت انتقال درس‌آموخته‌ها به زمینه‌های کمترمطالعه‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش متاورس در تحول ریخت‌شناسی شهری با تأکید بر پایداری محیطی: مطالعه‌ موردی دبی</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_737014.html</link>
      <description>هدف پژوهش تبیین نقش متاورس در تحول ریخت‌شناسی شهری دبی و بررسی ظرفیت آن در ارتقای پایداری محیطی است. با توجه به اینکه مطالعات پیشین اغلب بر جنبه‌های فناورانه یا تجربه دیجیتال متمرکز بوده‌اند، این تحقیق تلاش می‌کند نشان دهد متاورس چگونه می‌تواند ساختارهای کالبدی و الگوهای فضایی شهر را بازتعریف کرده و سیاست‌های محیطی را پیش از مرحله اجرا بهینه‌سازی کند. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر اشباع نظری است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 20 نفر از خبرگان حوزه برنامه‌ریزی شهری، فناوری‌های متاورسی، پایداری محیطی و مدیران شهری دبی گردآوری و سپس با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار MAXQDA تحلیل گردید، یافته‌ها نشان می‌دهد متاورس قادر است چرخه طراحی شهری را از فرایندی خطی و پسینی به مدلی تعاملی، سناریومحور و پیش‌بینانه تبدیل کند. مدل‌سازی سه‌بعدی و شبیه‌سازی سناریوها امکان ارزیابی دقیق پیامدهای تراکم، اختلاط کاربری، نسبت فضای باز به ساخت، مصرف انرژی، سبزینگی و کیفیت هوا را فراهم کرده و تصمیم‌گیری کالبدی و محیطی را در مرحله طراحی تثبیت می‌کند. همچنین، مشارکت شهروندی در محیط‌های مجازی به لایه‌ای فعال از تصمیم‌سازی تبدیل شده و کیفیت انتخاب‌های شهری را ارتقا داده است. نقش هوش مصنوعی به‌عنوان موتور تحلیلی دوقلوی دیجیتال، شاخص‌های ریختی و زیست‌محیطی را کمی‌سازی کرده و سناریوهای بهینه را استخراج می‌کند، نتیجه تحقیق نشان می‌دهد متاورس در دبی از یک فناوری مکمل فراتر رفته و به زیرساختی راهبردی برای بازطراحی ریخت‌شناسی شهر و پیشبرد پایداری محیطی تبدیل شده است؛ زیرساختی که آینده تصمیم‌سازی شهری را به‌سوی مدل‌های ترکیبی &amp;amp;laquo;فضا&amp;amp;ndash;داده&amp;amp;ndash;محیط&amp;amp;raquo; هدایت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل برای مدیریت رسانه‌ای بحران (موردمطالعه ارتباطات بحران در ده حادثه بزرگ کشور)</title>
      <link>https://www.ispdrc.ir/article_737166.html</link>
      <description>پژوهش صورت گرفته حاضر با هدف طراحی مدل برای مدیریت رسانه‌ای بحران در کشور ایران و بررسی ارتباطات بحران در ده حادثه بزرگ کشور انجام شد. باوجود نقش اساسی و تعیین‌کننده رسانه‌ها در مدیریت افکار عمومی، ایران فاقد الگویی بومی و نظام‌مند است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد (گلیزر) انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش شامل هفت نفر متخصص حوزه رسانه و ارتباطات بحران، چهار نفر در مدیریت بحران ملی و پدافند غیرعامل و یک متخصص هوش مصنوعی و جنگ‌شناختی بودند که به‌صورت گلوله‌برفی انتخاب شدند. اشباع نظری پس از دوازده مصاحبه عمیق حاصل شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. در کدگذاری باز ۱۰۶ مفهوم و در کدگذاری محوری ۱۵ مقوله شناسایی شد. پربسامدترین مفاهیم عبارت بودند از: سخنگوی واحد و تخصصی بحران، ساختار متمرکز و فرماندهی واحد، اعتماد عمومی، چارچوب راهبردی و هماهنگی بین‌بخشی. در کدگذاری انتخابی، &amp;amp;laquo;ساختار متمرکز و فرماندهی واحد&amp;amp;raquo; به‌عنوان مقوله هسته تعیین شد. مهم‌ترین ضعف‌ها شامل نبود سخنگوی واحد، ضعف هماهنگی و فقدان الگوی کلان بود. راهکارهای پیشنهادی شامل استقرار سخنگوی واحد، تقویت هماهنگی، تدوین چارچوب راهبردی، تملک روایت اول و اطلاع‌رسانی شفاف است. نتایج نشان می‌دهد بدون ساختار متمرکز، مدیریت رسانه‌ای بحران اثربخش نخواهد بود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
